روزنوشت های محمود دستنوشته ها!

October 02، 2008

پنجشنبه، ۱۱ مهر ۱۳۸۷

دقيقا چهار سال پيش همچين روزی آمدم به اين سر دنيا. جايی که خيلی ها می گن آخر دنياست. اونروز که با يک بليت دوسره وارد شدم مطمئن بودم که قبل از گذشتن مدت اعتبار يکساله بليتم برای ديدن برميگردم ايران اما الان بعد از گذشت اين چهار سال هنوز هم مطمئن نيستم واقعا کی می تونم برگردم. زندگی خیلی غیر قابل پيش بينی تر از اين حرفاست. مناسبت امروز خيلی ناگهانی و اتفاقی يادم افتاد و تازه فهميدم مناسبت مهمتری که هر پنجم مهر همينجا يادش کرده بودم رو به کلی فراموش کردم.

بايگانی وبلاگ