روزنوشت های محمود دستنوشته ها!

March 30، 2008

یکشنبه، 11 فروردین 1387

تموم شد. بالاخره استعفا دادم رفت.

March 28، 2008

جمعه, ۹ فروردين ۱۳۸۷

سالي كه نكوست از بهارش پیداست...

March 21، 2008

جمعه، دوم فروردین ١٣٨٧

دیروز، روز اول فروردین، از مغازه عرب‌ها دو جعبه گز اصفهان گرفتم و گذاشتم توی اتاق نهارخوری محل کارم. بعد یک ایمیل به همه کارکنان فرستادم و توضیح دادم که امروز شروع بهار و سال نو ایرانیه و توضیح دادم که ما ایرانی‌ها می‌گیم اگه بهار رو جشن نگیری، نمیادش! پس برین و از یک شیرینی سنتی ایرانی که براتون آوردم بخورین و بهارتون هم مبارک. لینک‌هایی از ویکی‌پدیا در مورد گز اصفهان و نوروز هم فرستادم. استقبال خیلی خوبی شد. کلی جواب با ایمیل گرفتم. بعضی‌ها هم آمدن در آفیسم و تشکر کردن و سال نو مبارک گفتن. با حال بود... نوروز رو به MCHP بردم!

March 17، 2008

دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۶

بالاخره قسمت شد فيلم حکومت نظامی رو با اون موسيقی نوستالژيک فوق العاده تئودوراکيس ببينم. باید فيلم زد رو هم ديد تا حظش کامل بشه. خداوند تبارک و تعالی خير دهاد کيوان خان را و هوپ فولی! او از لاک خودش در نيايد که اگر بيايد چنين فيلم هايی دانلود ننمايد!

راستی دستنوشته ها مورد عنايت حضرت پدرخوانده وبلاگستان فارسی قرار گرفته و به لينک ايشان مفتخر گشته. به ميمنت اين اتفاق مقرر فرموديم جارچیان ۶ شب و ۶ روز در شهر جار بزنند.

March 12، 2008

چهارشنبه، ۲۲ اسفند ۱۳۸۶

کامپیوترم کلی خرج روی دستم گذاشت. هاردشو نو کردم، یه چند کیلو هم رم براش گرفتم! اما کلی اطلاعات توی هارد سوخته مونده که خرج زنده کردنش خیلی بالاست. رفتم فیوچرشاپ برای خرید هارد، دنبال هارد 40 یا 80 میگشتم. از 250 کمتر نداشت. یارو اومد گفت اونا دیگه تولید نمیشن! (اما هارد 80 از یک فروشگاه معمولی پیدا کردم). برای زنده کردن اطلاعات هارد سوخته هم گفت ساعتی 80 دلار میگیریم روش کار کنیم! گفتم خودم حاضرم ساعت 10 دلار بگیرم همشو دوباره دانلود کنم! فقط بوک مارک فایرفاکسم دلمو کباب کرده.

بامزه اینجاست که کامپیوتر خونه و محل کارم پشت سر هم مشکل پیدا کردند. البته اون یکی رو برام کلاً نو کردن. یه دوال پروسسور 2.33 با 2 گیگ رم و 160 تا هارد و یک مانیتور ال.سی.دی واید اسکرین خدا اینچ که میشه 4 تا پنجره مختلف رو همزمان روی صفحه باز کرد و دید! همکارام اومده بودن تماشای کامپیوتر نوی من!

March 09، 2008

March 9th, 2008

Last night hard drive of my PC was broken! Fortunately just yesterday I added a new feature on my cell: unlimited data plan for only $7 per month!

Yap! Now I'm blogging by my cute Nokia 5300 which is amazing but typing is realy painful.

I lost all my data on the broken HD. Anybody knows how to recover it? Plz comment ...

March 07، 2008

جمعه، ۱۷اسفند ۱۳۸۶

امروز صبح که با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم، ناگهان و نمی‌دونم به چه دلیل پرتاب شدم به دوران 5-6 سالگی‌ام که یک چهارچرخه شبیه ماشین داشتم که فرمون داشت و رکاب و زنجیری مثل دوچرخه. نارنجی رنگ بود و جلوش پرچم آمریکا نقاشی شده بود. (البته الان می‌فهمم که اون ستاره‌ها و نوارهای آبی رنگ چی بوده). این ماشین رو برای روز تولدم کسی بهم داده بود. وقتی در جواب یکی از دختردایی‌هام که چهارپنج سالی از من بزرگتر بود و ازم پرسیده بود چرا ماشینتو مرتب به دیوار می‌کوبی جواب دادم می‌خوام مثل ماشین تصادفی‌ها بشه. و دختردایی اینو برای مادرم تعریف کرد وهردو می‌خندیدند و من متعجب که کجای این حرف خنده داره! همه این‌ها در عرض یکی دو دقیقه با تمام جزئیات بدون دلیل مثل فیلم از جلوی چشمم رژه رفتند. موجود غریبی‌است آدمی…

امروز از مغازه عرب‌ها آبنبات شکرپنیر بجنوردی خریدم. با چایی بدجوری حال می‌ده اون هم بعد از سه و سال و نیم!

کلی مطلب و عکس برای گذاشتن توی وبلاگ دارم. اما کامپیوترم اذیت می‌کنه. باید ویندوزش رو عوض کنم.

March 03، 2008

دوشنبه، ۱۳ اسفند ۱۳۸۶

دیشب به خیر گذشت ها! آقای نوبهار از تأکیدش روی فارسی حرف زدن و از لغات انگلیسی استفاده نکردن می‌گفت و از افتخارات ایران در زمان ساسانیان، بعد کیوان می‌گه "زنان در زمان ساسانیان Maternity leave داشتن؟! در زمان ساسانیان حجاب اجباری هم برای زنان وجود داشت!" بعدش هم که کل فرهنگ ایران باستان رو تیلیت کرد توی آبگوشت با نون سنگک! شانس آوردیم که خین و خین‌ریزی نشد.

ولی خودمونیم ها، مگه زمان ساسانیان زن‌ها شاغل بودن که مرخصی زایمان داشته باشن؟

March 02، 2008

یکشنبه، ۱۲ اسفند ۱۳۸۶

امشب، یعنی در واقع دیشب (چون الان ساعت نزدیک چهار صبحه) با پای خودم به قتلگاه رفتم. شاخه نظامی وردپرس برای اجرای حکم قتلم اعلام آمادگی کرده بود. تازه تهدید کرده بودن که توی گونی تحویلم میدن! نه تنها نکشتنم، به جاش از بلاگر کد نفوذی هم به وردپرس وارد کردم!
...
بهش میگم خیلی دوستت دارم، میگه مشکل منم همینه...

بايگانی وبلاگ