این نیمکت واقع در ضلع جنوبی پارک کرسنت در شهر وینیپگ و (کنار سرخرود) مال من است. اصلا ارث پدری من است. خودم کشفش کردم و تنها جایی است که در این روزهای مزخرف در گوشه دنج آن می توانم کمی نفس بکشم. وقتی غروب ها با اشتیاق بعد از یک روز کاری رکاب زنان خودم را به دنج ترین جایی که می شناسم می رسانم و می بینم یکی زودتر اشغالش کرده و من باید زورکی بهش لبخند بزنم اما در دلم فحشش بدهم و بروم جای دیگری بنشینم، حالم بدجوری گرفته می شود. امروز حتی رویش هم نوشتم که "این نیمکت مال من است!" شما هم بدانید. این نیمکت صاحب دارد. صاحبش هم این روزها اعصاب ندارد...
روزنوشت های محمود دستنوشته ها!
July 10، 2009
جمعه، ١٩ تیر ١٣٨٨
این نیمکت واقع در ضلع جنوبی پارک کرسنت در شهر وینیپگ و (کنار سرخرود) مال من است. اصلا ارث پدری من است. خودم کشفش کردم و تنها جایی است که در این روزهای مزخرف در گوشه دنج آن می توانم کمی نفس بکشم. وقتی غروب ها با اشتیاق بعد از یک روز کاری رکاب زنان خودم را به دنج ترین جایی که می شناسم می رسانم و می بینم یکی زودتر اشغالش کرده و من باید زورکی بهش لبخند بزنم اما در دلم فحشش بدهم و بروم جای دیگری بنشینم، حالم بدجوری گرفته می شود. امروز حتی رویش هم نوشتم که "این نیمکت مال من است!" شما هم بدانید. این نیمکت صاحب دارد. صاحبش هم این روزها اعصاب ندارد...
اشتراک در:
Comment Feed (RSS)
|