روزنوشت های محمود دستنوشته ها!

April 30، 2009

چهارشنبه، ٩ اردیبهشت ١٣٨٨


وقتی ناچاری وقت بکشی هیچ‌چیز بهتر از تماشای یک فیلم خوب چاره کار نیست. "مورد عجیب بنجامین باتن" داستانی بکر داره و گریمی باورنکردنی. گرفتن سه اسکار حق مسلمش بود. فقط کمی زیادی طولانی بود و البته من هم که همیشه با لهجه لوئیزیانایی و تکزازی مشکل دارم. من از اینجا گرفتمش.



April 27، 2009

دوشنبه، ٧ اردیبهشت ١٣٨٨


امشب که پنجره آشپزخانه را کمی بازکردم تا هوای خانه عوض شود، صدای سمفونی قورقور قورباغه‌های بیرون، آشپزخانه را پر کرد. این صدا می‌گوید که بهار ِدیررس ِاین سرزمین، همین دور و برهاست و این کمی حال آدم را بهتر می‌کند. هرچند روزت را مکالمه تلفنی اول صبحت با رئیس خراب کرده باشد. فدای سر همه این قورباغه‌های خوش صدا که چون ویزای کارت بعد از سه ماه هنوز نیامده تو هنوز نمی‌توانی تمام وقت کار کنی و این باعث می‌شود از برنامه ریزی پروژه کاری عقب بیافتی و در نتیجه رئیست احترام سرت می‌گذارد و تلفنی از تو می‌پرسد که آیا ناراحت نمی‌شوی که برای فاز سوم پروژه که قرار بود خودت انجام دهی برنامه‌نویس دیگری استخدام کند تا همزمان با دو فاز اول کار جلو برود. و تو هم که چاره‌ای جز این نداری که بگویی نه خواهش می‌کنم آقای رئیس! و ته دلت بسوزد که چه حیف شد... فاز سوم روی ابعاد اقتصادی بیماری بود که تجربه‌ای تازه می‌شد برایت. به درک! خوش به حال این قورباغه‌ها...

April 18، 2009

شنبه، ۲۹ فروردین ۱۳۸۸


از وقتی که از سه – چهار سال پیش احمدی‌نژاد سرتیتر اخباردنیا شده، فایده‌اش برای من این بود که تلفظ اسمم برای این جماعت راحت شد و مدت زیادیه که دیگه کسی مامود یا ماموت یا مخمود صدام نکرده. با شیرین کاری‌های این محمود کم گاو پیشونی سفید شده بودیم که حالا یک محمود نام دیگه‌ای در کانادا به جرم اینکه یک دستگاه انتقال فشار (با کاربرد تأسیسات هسته‌ای) رو از آمریکا وارد کانادا کرده و قصد داشته از طریق دوبی به ایران بفرسته، بازداشت شده. +

چند روز پیش که برای پیگیری کارهام به اداره مهاجرت سرزده بودم (با وجودی که تأکید کرده بودن تماس نگری!) گفتنن باید صبرکنی و در جواب من که اگر جواب منفی باشه چی؟ با لطف لایزالی فرمودند به اندازه کافی برای خروج از کشور بهت فرصت می‌دیم!

April 12، 2009

یکشنبه، ۲۳ فروردین ۱۳۸۸


مردمان عجیب و غریبی هستیم به خدا. از وقتی که این پست "خدمات تلفنی گوگل" رو پست کردم، چند نفر که احتمالاً باورشون نمی‌شده این قضیه درست باشه، از طریق اون ویجت بهم زنگ زدن که تا اینجای کار هیچ مشکلی نیست اما به جای حرف زدن یا قطع می‌کنند یا مثل آدم‌های جن‌زده می‌گن الو الو و بعد با وجودی که معلومه ارتباط برقراره سکوت می‌کنن. خوب بابا یه سلام و علیکی بکنین بگین خواستین امتحانش کنین! من که شماره و اسم شما رو می بینم خوبه بهتون زنگ بزنم فوت کنم؟ آره آقای پژمان از اورگان؟ یا آقای سعید از اوکویل آنتاریو؟ : دی

April 10، 2009

جمعه، ۲۱ فروردین ۱۳۸۸


فیلم "خواب زمستانی" ساخته سیامک شایقی و با بازی زیبای فاطمه معتمد آریا، پگاه آهنگرانی و لادن مستوفی را دیدم. فیلمی خوب که بدون شک ارزش دیدن دارد. تردید نکنید همین الان دانلودش کنید. با کیفیت بالا از اینجا و با کیفیت پایین‌تر از اینجا.


April 01، 2009

چهارشنبه، ۱۲ فروردین ۱۳۸۸


ظاهراً انقلاب کمونیستی قرن بیست و یکم قراره اینبار به جای مسکو از لندن شروع بشه. تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی خیلی گذرا از حمله جمعیت چهار-پنج هزار نفری به "بانک انگلستان" گذشت. تلویزیون سی‌بی‌سی کانادا اما (که درواقع فرزند خلف همان بی‌بی‌سی است) خیلی مشروح به این خشونت‌ها پرداخت.

من اقتصاددان نیستم اما اون چیزی که میشه دید و حس کرد اینه که دنیا به دنبال یک آلترناتیو جدید برای کپیتالیسم می‌گرده و این نمی‌تونه معنی‌اش این باشه که مردم دوباره می‌خوان به سوسیالیسم رو بیارند. مثال ساده‌اش شرایط ایرانه که نارضایتی مردم از شرایط فعلی به معنی تمایلشون به برگشت به نظام سلطنتی نیست. به همین سادگی!

بايگانی وبلاگ