روزنوشت های محمود دستنوشته ها!

June 20، 2009

شنبه، ٣٠ خرداد ١٣٨٨


شب پیش عده‌ای از ایرانیان مقیم وینی‌پگ به یاد کشته شدگان چند روز اخیر در ایران، در دانشگاه منیتوبا گرد هم آمدند و با روشن کردن شمع، خواندن سرود و سکوت دستجمعی برایشان شام غریبان برگزار کردند. برگزارکنندگان مراسم اینطور تشخیص داده بودند که پرجم رسمی ایران (همانی که چه خوشمان بیاید و چه نیاید تنها نشانی است که سازمان ملل و مراجع بین‌المللی به عنوان نشان ایران می‌شناسند) را هم در مراسم داشته باشند و همزمان جنایت حکومت بر علیه مردم را هم محکوم کنند. در این مراسم هواداران "حزب کمونیست کارگری" در یک ائتلاف بزرگ با "سازمان مجاهدین خلق" که مجموعاً بالغ بر سه نفر می‌شدند در یک حرکت انقلابی سعی در برهم زدن مراسم داشتند... مراسم البته تا آخر برگزار شد.

رونوشت: سایت روزنه جهت ثبت این عملیات انقلابی و افزودن افتخاری دیگر بر افتخارات قبلی.

June 17، 2009

چهارشنبه، ۲۷ خرداد ۱۳۸۸


این روزها گویی زمین و زمان دست به دست هم داده اند تا تلخترین روزهای زندگی مرا رقم بزنند. یک خستگی مزمن درونم ریشه دوانده و سرطان وار رشد می کند. آیا پایانی برای این روزهای تاریک هست؟

June 11، 2009

پنجشنبه، ۲۱ خرداد ۱۳۸۸


هفته پیش درد دندان امانم را بریده بود. دندانپزشک مربوطه چاره کار را تنها در کشیدن دندان کرمو تشخیص داد اما چون از توان خودش بر نمی آمد به دکتر دیگری معرفی ام کرد. دو روزی است که جای آن دندان حفره ای عمیق به اندازه چاه ویل در لثه ام ایجاد شده است. در واقع دندان را نکشید بلکه در لثه ام آنقدر حفاری کرد تا دندان را در چهار تکه جداگانه توانست بیرون بکشد. به معنی واقعی کلمه دهانم سرویس شد! تازه بعد از بعد از این حفاری، جلوی چشمان من با نخ و سوزن شروع کرد به دوختن لثه های نازنینم. قرار است بخیه ها خودبه خود و به حول و قوه الهی بیافتند. فعلا شل و ول شده اند و نخ های آویزان از لثه های بالایی ناخودآگاه شده اند بازیچه زبان مبارک.

دکترم می گفت اگر بخواهی جای این دندان معدوم شده دندان بکاری باید سه چهار ماهی به لثه هایت فرصت بدهی تا ترمیم شوند. با دوست عزیز ایرانی که اینجا دانشجوی تخصص لثه است صحبت می کردم. می گفت موقع کاشت دندان اگر استخوان فک قطر یا شکل مناسبی نداشته باشد، قطعه استخوان کوچکی را روی آن قرار می دهند که بعد از چند ماه جذب استخوان لثه می شود و گفت که این تکه استخوان می تواند استخوان انسان یا یک حیوان باشد. حالا من دارم به این فکر می کنم که اگر فرض کنیم حق انتحاب با من باشد، بین استخوان یک انسان مرده یا یک حیوان من کدام را ترجیح می دهم و اگر حیوان، چه حیوانی؟

بايگانی وبلاگ