روزنوشت های محمود دستنوشته ها!

February 28، 2010

یکشنبه، ۹ اسفند ۱۳۸۸

امروز آقای پستچی آمد و کتاب‌هایم را آورد. بعد از شش سال دوری، کتاب‌هایی که به جانم بند بودند را حالا اینجا در وینی‌پگ کنار خودم خواهم داشت. برادرم کتاب‌ها را در دو بسته جداگانه و البته همزمان برایم پست کرده بود. فعلاً یک بسته‌اش رسیده و من دارم از دیدنشان و ورق‌زدنشان ذوق‌مرگ می‌شوم. به تاریخ و محل خرید کتاب‌ها که همیشه روی صفحه اولشان می‌نوشتم خیره می‌شوم و غرق می‌شوم در آن روزها: مشهد فروردین 73، سیزدمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران اردیبهشت 79، …عکس کتاب‌هایم را اینجا می‌گذارم که به همه پزش را بدهم. امیدوارم بسته دوم راه خانه را بلد باشد و در راه گم نشود.

بايگانی وبلاگ